النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )

69

خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )

( 1 ) حديث پنجاه و چهار « 1 » - معاويه به سعد بن ابى وقاص گفت : چه چيز تو را از دشنام دادن به على بن ابى طالب بازمىدارد ؟ سعد گفت : تا زمانى كه سه چيز را به ياد مىآورم ، او را دشنام نمىدهم ، آن سه چيز را رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم در بارهء او فرمود كه اگر يكى از آنها در بارهء من مىبود از شتران سرخ موى نزد من محبوب‌تر بود . [ يك ] او را دشنام نمىدهم تا زمانى كه به ياد مىآورم وحى [ يعنى آيهء تطهير ] بر پيغمبر [ صلّى اللَّه عليه و آله ] نازل شد ، حضرت دست على و دو پسرش و فاطمه [ عليهم السّلام ] را گرفت و در زير پوشش خود درآورد و فرمود : « خداوندا ، اينان اهل من و اهل بيت من هستند [ كه آنان را از هر پليدى پاك گردانيدى ] » . [ دو ] او را دشنام نمىدهم تا آن گاه كه ياد مىآورم ، در جنگى از جنگ‌ها على را جانشين خود [ در مدينه ] قرار داد على فرمود : مرا با كودكان و زنان وامىنهى ؟ حضرت فرمود : « آيا خشنود نيستى كه ، تو براى من به منزلهء هارون براى موسى باشى جز آن كه نبوت پس از من نيست ؟ » . [ سه ] او را دشنام نمىدهم تا آن زمان كه به ياد مىآورم روز خيبر ، رسول خدا صلى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم فرمود : « اين پرچم را به مردى مىسپارم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد ( و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند ) و خداوند به دست او [ لشكر اسلام را ] پيروز مىكند » . ما همه سركشيديم [ به طمع آن كه پرچم به ما سپرده شود ] حضرت فرمود : « على كجاست ؟ » گفتند : به چشم درد مبتلاست ، فرمود : « او را بخوانيد » . او را خواندند ، پس حضرت آب دهان خود در چشمان وى كرد سپس پرچم را به او سپرد ، پس خداوند پيروزى را نصيب او كرد . سعد مىگويد : معاويه پس از اين هيچ سخنى نگفت تا از مدينه بيرون رفت .

--> ( 1 ) حديث پنجاه و چهار در مصادر ديگر : مصادر اين حديث همانند مصادر حديث پنجاه و يك است .